بامداد روز پنج شنبه ۶ اردیبهشت ۸۶ ساعت چهار صبح، خيابان ادب، جلوي باشگاه كژوان، كوله هاي رنگارنگ، بزرگ و كوچك كف و گوشه و كنار پياده رو را پوشانده بودند.
سه تا ميني بوس، باربندها بسته شدند، راننده ها يي كه بيگانه با حال و هواي گروه كژوان نيستند و سال هاست در مشيت اين گروه و جلودار محبوبش پيمودن قسمتي از مسير ها را به نام خود تمام كرده اند، با توكل به او ترمز دستي ها را كشيدند تا اين بار گروه را به هورامان راهي كنند.
به هورامان خوش آمديد، هورامان بزرگ و دل انگيز، سرزميني به قدمت تاريخ، به سرزمين رويايي آريايي ها، آرامگه زرتشت و پير شاليار، آري به اتوپياي هزاره سوم خوش آمديد.
روستاهاي اين منطقه كهن و داراي ويژگي هاي خاص فرهنگي، معماري سنتي و مردمي متدين و مهمان نواز است كه طي قرن ها به حفظ دين و سنت و فرهنگ خويش همت گماشته اند.محققين قدمت اين روستا ها را به قرن ها قبل از ميلاد مسيح و جزو اولين سكونتگاه هاي قوم آريايي در كوهستان هاي زاگرس نسبت مي دهند. در كنار مواهب طبيعي اين منطقه، حفظ فرهنگ ديرين و آداب و سنت حسنه پيشينيان و نمادهاي فرهنگي ازجمله زبان، صنايع دستي و معماري سنتي(سنگي خشكه چين) اين منطقه را به يكي از نقاط ديدني و مورد توجه گردشگران و محققين تبديل كرده است. زبان و آداب و رسوم و فرهنگ ديرين اين ديار نشان از پيشينه ديرين اين روستا و فرهنگ غني آن دارد. هورامان قبل از اسلام نيز پيشينه درخشاني داشته و مركز تعليم آيين زرتشت و يگانه پرستي بوده است.
روستاي كماله با منظره اي زيبا و وسيع به عنوان مبدا حركت، انتخاب شده بود. صبحانه در مكاني در نزديكي همين روستا به نام "حوشه بارانه" سرو شده بود لذا همه اعضاي پر انرژي گروه كژوان، انرژتيك تر ازهميشه صعود خود را آغاز نمودند.
مسيري كه از داخل روستا مي گذشت: سرپاييني، از كنار پرچين هاي زيبا با معماري به سبك "وشكه چين"، باغ هاي كوچك كه در هر وجبش چيزي كاشته شده: سبزيجات خوراكي، توت فرنگي، گوجه فرنگي، پيازچه،.... درخت هايي كه در هفته اول ارديبهشت تازه شكوفه درآورده اند، دختران موبور چشم عسلي با لباس هاي محلي رنگارنگ قرمز، آبي و نارنجي در حال پختن نان، مناظري هستند كه اگر هر روز هم به هورامان برويد تكراري نخواهند شد!
از كوهپايه هاي بلند،پر از پرچين هاي وشكه چين، ديوارهاي 70 سانتي سنگي دور زمين هاي كشاورزي بدون هيچ ملات(كاهگل، سيمان،...)، عبور مي كنيم و به مناطقي در بلنداي دامن كوه مي رسيم به نام "هوار". پر است از خانه ها و اتاقك هايي بدون در و پنجره به همان سبك معماري وشكه چين كه اقامتگاه تابستاني اهالي روستاست و در جوار باغ ها وزمين هاي كشاورزي اي كه در مناطق مرتفع قرار دارند ساخته شده اند. از كنار هر روستا يا منطقه مسكوني كه مي رسي به فاصله اي كم تا بيش از آن و در بلنداي ارتفاعات جوار آن مي تواني هوارها را پيدا كني. در چند قسمت از مسير كوه پيماييمان به "به فراو" (برف هاي آب شده جاري) مي رسيم. آب هاي خنك و خروشاني كه از ارتفاعات بالاتر جاري هستند و با قدرت و خروشان به سمت دره ها و از شيب تند كوه ها جاري هستند. "كاني"( چشمه)، كاني هاي خنك و پرآب هم وسوسه ي خالي كردن قمقمه ها و رفرش كردن آن با آب گوارا را شدت مي بخشند.
در جايي در ادامه مسير راه پيمايي از دامنه دو كوه عبور مي كنيم كه يك پتوي برفي روي هر دو را پوشانده است. اسنپ شات گروه در اين صعود از اينجا گرفته مي شود. يكي يكي از روي برف ها عبور مي كنيم. ميرويم، در دامنه هاي بلند هوار مي بينيم، در بالاتر ها و در گردنه كوه ها برف هاي به جا مانده و برفاب هاي جاري شده از گوشه و كنار، گل هاي لاله واژگون كه هنوز باز نشده اند، لاله هاي قرمز كوچك و گل سفيد و زرد... در جايي كه كاني هست، يك كاني بزرگ كه متاسفانه عكسي ازش ندارم، نهار خورديم و تا غروب كه به روستاي كلجي رسيديم پياده روي كرديم. اين مسير كه به كلجي ختم مي شود واقعاً ديدني است. آدم را ياد شمال مي اندازد به جز اينكه از هواي شرجي و گرما خبري نيست و تا جايي كه چشم كار مي كند شكوفه و درخت و بوته و صخره هاي شكيل است. مناظري كه تا هميشه در خاطره روح مي ماند. شب را در مسجد روستاي كلجي به سر برديم. پس از صرف شام هنرمند به نام "سعدالله نصيري" به اجراي برنامه پرداخت. لازم به ذكر است كه قسمتي از همراهان كه به قصد كوهنوردي نيامده بودند قبل از اعضاي كوهنورد گروه به مسجد رسيده بودند.
صبح زود همگي راهي "كوسه هجيج" شديم. فاصله زياد نبود. سر راه روستاي كوسه هجيج براي ديدن چشمه "بل" توقف كرديم. گفته مي شود كه اين چشمه پر آب از كرامات حضرت "سيد عبيد الله" است. آب اين چشمه از جمله آب هاي معدني ناب جهان است به طوري كه معادل اين چشمه بااين كيفيت آب فقط در نقاط معدودي از جهان مشاهده شده است. آب آن كه از دل صخره هاي سر سخت هورامان به بيرون ميريزد به رودخانه "سيروان" مي پيوندد. فيلمبرداري و عكاسي كه تمام شد دوباره سوار ميني بوس ها شديم تا به زيارت "كوسه هجيج" برويم. چند تا از اعضاي گروه اين مسير راپياده پيمودند.
ورود اسلام به ديار هورامان:
بنا بر آنچه كه در تاريخ و كتب تاريخي مانند (الكامل في التاريخ جلد 2 صفحه 202) آمده دين اسلام در زمان خلافت خليفه دوم اسلام حضرت عمر فاروق(رض) و توسط دو فرمانده سپاه اسلام به نام هاي (عزره بن قيس) و (عتبه بن فرقد) در خلال سال هاي 18 الي 23 هجري از شهر اربيل(هولير) تا همدان و حوالي آذربايجان و تمام سرزمين كردستان را فراگرفت و در همين سال ها مردم كردستان و بالتبع مردم هورامان به دين اسلام گرويدند. هر چند كه فتوحات اسلامي گاهي با استقبال مردم و از روي ميل و صلح و گاهي با تهاجم و جهاد به اين ديار رسيده است. اما آنچه مسلم است اين كه مردم هورامان پيرو وفاداري براي آيين اسلام در طول قرن ها بوده اند. هورامان همان گونه كه قبل از اسلام مامن يكتاپرستان آيين زرتشت( با پندار نيك، گفتار نيك و كردار نيك) بوده بعد از تسليم در برابر دين اسلام نيز پناهگاه و سرزمين ايده آل عرفان و عرفا بوده است. طبيعت دنج و كوهستان هاي خلوت و شگفت انگيز اين ديار، پرورشگاه و مامن مردان و زنان خداجويي بوده كه علاوه بر ساكنين اين ديار، از سرزمين هاي دور و نزديك به جهت اعتكاف و تزكيه نفس و حضور در حلقه ارشاد (پير هورامان) و ديگر عرفاي عصر طلايي عرفان اسلام به اين ديار آمده اند. اشتهار نام 99 پير هورامان تاييد و گواهي است بر شكوفايي عرفان و تصوف اسلامي در قرون گذشته هورامان كه صحت تواتر و شهرت آن ها راه را بر هر شك و ترديدي مي بندد.
نكته ديگر اين كه به گواهي تاريخ پس از خلفاي راشدين به واسطه جريانات سياسي و مذهبي و همچنين نياز به تبليغ صحيح اسلام در مناطق دوردست، تعدادي از بزرگواران اهل بيت و سادات (سيد عبيدالله) فرزند(امام موسي كاظم) در روستاي هجيج و (سيد اسماعيل محدث) در روستاي اسپريز و (هاجره خاتون) خواهر امام رضا در سنندج از سادات مهاجري بودند كه به منطقه آمده اند.
در ادامه برنامه، گروه كژوان به زيارت مرقد مطهر (سيد عبيد الله) و ديدار ازچله خانه آن حضرت رفتند كه در جوار مسجد روستاي هجيج قرار داشت رفتند. البته اين چله خانه كه محل اعتكاف آن حضرت بوده در سال هاي اخير بازسازي شده است.
در مسير برگشت پنچر شدن لاستيك يكي از ميني بوس ها بهانه اي شد تا همگي چند دقيقه اي در مسير زيبا و دل انگيز نودشه توقف كوتاهي نموده و بارش نم نم باران را به ديگر خاطرات خوش اين سفر بيفزايند. شهرستان پاوه و بارش شديد باران ... ديدار از غار (قوري قلعه) ... صرف نهار زير باران... مناظر زيباي مسير برگشت... سنندج و بازهم باران و باران و بوي نم خاك و يك كوله پشتي خاطره خوش... تا ارديبهشت سال آينده و هوراماني ديگر ... تا قبل از اذان مغرب اين سفر هم به انتها رسيد...

عکس در سایز واقعی
عکس گروه